در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «/ عرفان شهدا» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
*شهیدسرافراز امیر سر لشکرقنبر قنبرزاده شوئیلی :
(در وصیت نامه اش)
خدایا تو جانم دادی و جانم را خواهی گرفت، مرادر آن
صراطی گذار که هیچگاه در لحظه جان دادن حسرت نخورم .
فرازی از وصیت نامه شهید سعید زقاقی به مادرش

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن،
زمان تشیع و تدفینم گریه نکن،
زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن؛
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را .
شهید سعید زقاقی
****************************************
* یک داستان در باره ی واژه های:
اخلاق - طلا - زن و مرد - غیرت (پانصد مثقال طلا)
پانصد مثقال طلا ؟
شیخ بهاء الدین عاملی در یکی از کتاب های خود می نویسد:
روزی زنی نزد قاضی شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از شوهرم طلب دارم و او به من
نمی دهد. قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار نمود یا فراموش کرده بود.
قاضی از زن پرسید: آیا بر گفته ی خود شاهدی داری؟ زن گفت: آری، آن دو مرد
شاهدند.
قاضی از گواهان پرسید: گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال از

شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است.
گواهان گفتند: سزاست این زن نقاب مقابل صورت خود را عقب بزند تا ما لحظه ای وی
را درست بشناسیم که او همان زن است، تا آنگاه گواهی دهیم.
چون این زن سخن را شنید بر خود لرزید و شوهرش فریاد برآورد شما چه گفتید؟
برای پانصد مثقال طلا، همسر من چهره اش را به شما نشان دهد؟! هرگز! من پانصد
مثقال خواهم داد و رضایت نمی دهم که چهره ی همسرم در حضور دو مرد بیگانه
نمایان شود .
چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت خود چشم
پوشید و آن مبلغ را به شوهر بخشید.
چه خوب بود آن مرد باغیرت، امروز جامعه ی ما را هم می دید که زنان نه
برای پانصد مثقال طلا و نه حتی یک مثقال نقره، چگونه رخ و ساق به
همگان نشان می دهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده ی
آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می کنند !؟
اما چگونه است ؟ فی الحال برخی مردهای زمونه !
=> شـما هـم مـيتـوانـيد به جمع آوري اطلاعات شُهدايِ اشكوربه ما كمك كـنـيـد.
در =>آرشیو پیام<= دیدگاه تان را بنویسید .
=> صفحه نخست <=
______________________________________________________________________________
برچسب:
نویسنده: رضا هاشمی